افسردگی شغلی و راه‌های پیشگیری از آن

افسردگي شغلي بيماري خطرناکي است که مي‌تواند مقدمه مشکلات فراواني در زندگي شخصی و خانوادگی افراد به وجود بیاورد. معلمی که با بی‌حوصلگی نصفه‌ نیمه درس می‌دهد، کارمندی که عصبی، ناکارآمد و بی‌انگیزه است، مديری که به قول معروف، هر روز شمشيرش را از رو مي‌بندد اما با شمشير و بی‌شمشير شکست خورده است، کساني که کسل‌ترين، پرخاشگرترين و نامرتب‌ترين رويشان را در محيط کارشان مي‌توانيد ببينيد، افسردگان شغلی هستند.

محل کار، جایگاهی است که تقریباً نیمـی از عمر خــود را در آن سپری می‌کنیم. در این باره بیندیشید. اکثر ما روزی هشت ساعـت از وقتمان را در محل کار می‌گذرانیم. اگر ساعت‌هایی را حساب کنیم که صرف رفت و آمد و اضافه کاری می‌شود، این زمان شاید روزانه به ۱۰ یا حتی ۱۲ ساعت هم برسد. با این حال بسیاری از مردم از انتخاب شغل‌شان ناراضی هستند، ولی بدون هیچ‌گونه تغییری بر سر آن کار می‌مانند.

برخی، دیدگاه بدبینانه‌ای نسبت به زندگی دارند و در نتیجه تصوّر می‌کنند که نباید منتظر هیچ چیز بهتری در زندگیشان باشند. برخی دیگر، فقط به دنبال امنیت شغلی هستند و نارضایتی خود از شرایط کاریشان را نادیده می‌گیرند. این‌ها افرادی هستند که کارایی‌شان سال به سال کاهش پیدا می‌کند.

البته این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از مردم صرف نظر از میزان نارضایتی‌شان از شغلی که دارند به ماندن بر سر آن کار برای تامین مایحتاج خود و خانواده شان نیاز دارند. امّا به نظر می‌رسد بسیاری از مردم نسبت به این که حق انتخاب‌های دیگری هم دارند و می‌توانند مسیر شغلی خود را تغییر دهند آگاهی ندارند. بنابراین با باور این که چاره دیگری ندارند به کارشان ادامه می‌دهند و هرگز متوجه نمی‌شوند که می‌توانستند زندگی بهتری داشته باشند. 

نوع دیگری از شاغلین هم هستند که از کارشان ناراضیند و تغییر شغل را هم امکان پذیر می‌دانند امّا نمی‌دانند می‌خواهند چکار بکنند. اگر از آن‌ها پرسیده شود که در دوران کودکیشان چه آرزو و رویایی داشتند، پاسخ می‌دهند که هیچ. اگر از آن‌ها پرسیده شود که کار فعلیشان را چگونه انتخاب کردند نحوه پیدا کردن کار را توضیح خواهند داد.

به عبارت دیگر، روشن می‌سازند که هیچ انگیزه خاصی برای انتخاب کاری که اکنون انجام می‌دهند وجود نداشته است و شاید «حقوق» تنها انگیزه بوده است. برای این افراد، و بسیاری دیگر، زمانی در گذشته وجود داشته است که وضعیت اقتصادی به گونه دیگری بود و وقتی یک شغل می‌گرفتند تقریباً این تضمین وجود داشت که تا آخر عمر می‌توانند روی آن حساب کنند. امّا امروزه وضعیت اقتصادی به گونه دیگر است و شرایط بین‌المللی از جمله کمبود منابع انرژی، رقابت سایر کشورها، استفاده از نیروی کار ارزان قیمت از خارج و غیره عمیقاً شرایط اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده است و دیگر تضمینی برای حفظ شغل افراد وجود ندارد. 
در نتیجه، افرادی که بدون بینش و جاه‌طلبی خاصی به سراغ کاری می‌روند در تطبیق خود با شرایط جدید اقتصادی دچار بحران می‌شوند. در این هنگام است که فرد دچار حالت سردرگمی می‌شود و نمی‌داند که چکار باید بکند. در واقع، تنها چیزی که این گونه افراد می‌دانند این است که از شغلشان ناراضی هستند ولی هیچ تلاشی برای یافتن کار بهتر نمی‌کنند زیرا نمی دانند که واقعاً چه می‌خواهند. 

همه‌این عوامل درنهایت می تواند فرد شاغل را با افسردگی شغلی مواجه کند که اثرات ناخوشایندی برای زندگی دارد. افسردگی شغلی را می توان کاهش و از بین رفتن قدرت و قوای روانی نامید که در محیط کاری باعث خستگی احساسی و هیجانی و نبود کفایت در انجام مسئولیت می شود. در این شرایط قدرت و توانایی افراد کم می‌شود و اشتیاق آن ها برای انجام وظایف شغلی کاهش پیدا می کند.

عوامل ایجاد کننده افسردگی شغلی


از  جمله  مواردی  که  در  ایجاد  افسردگی شغلی نقش  دارند  عبارتند  از:

  •  حجم  زیاد  کار،  تعارض  شخصیت  و  قبول  مسؤولیت سنگین؛
  •  ضعف  ارتباطات  در  شرکت  یا  سازمان  بخصوص  روابط  مدیران  با  زیردستان؛
  •  کم  بودن ساعات  استراحت،  ساعات  طولانی  و  خسته  کننده  کار  و  کارهای  یکنواخت و  روتین؛
  •  کافی  نبودن  حقوق  و  مزایا؛
  •  روابط  بین  فردی،  وجود  افراد  ناسازگار  و  عصبی  در  محیط،  محیط  اجتماعی  غیر  حمایت‌کننده؛
  •  نقش  های  کاری،  توقعات  شغلی  نامشخص  و  متناقض،  مسؤولیت  های  بیش  از  اندازه؛
  •  نگرانی  های  کاری،  نا امنی  شغلی،  دور بودن  محل کار  از  منزل،  فقدان  موقعیت  پیشرفت  و  ارتقا و  تشویقی؛
  •  شرایط  محیطی  ناخوشایند  و  خطرناک  همراه  با  ازدحام  جمعیت، سر  و  صدا،  آلودگی  هوا،  فقدان  تکنولوژی  ایمن و  راحتی کار.

راه‌های پیشگیری از افسردگی شغلی

  • براي پيشگيري از ابتلا به افسردگي شغلي ابتدا با خودتان صادق باشيد و اگر حرفه‌اي که در آن مشغول هستيد، با روحيه و توانايي‌هاي شما تناسبي ندارد، به دنبال شغل ديگري بروید. ممکن است بگوييد من به پول اين شغل نياز دارم که البته درست هم مي‌گوييد اما در جريان باشيد که شما مي‌توانيد در مشاغل ديگري که تناسب بيشتري با روحيه و استعدادهايتان دارد، ابتدا از ابتلاي خود به بيماري‌هاي ذهني و جسمي جلوگيري کرده و به علاوه در عرصه حرفه‌اي خود خلاق‌تر و موفق‌تر عمل کنيد. بنابراين از خطر کردن نترسيد و هميشه به تغيير وضعيت خودتان نه مثل يک «رويا» بلکه مثل يک «هدف» فکر کنيد.
  • هيچ دليلي ندارد که فکر کنيد حالا که همکاران شما بيشتر کار مي‌کنند پس شما هم مي‌توانيد پا به پايشان برويد. رقابت در اضافه‌کاری، به ويژه در مشاغل سخت يا در کاري که دوست نداريد، شما را در سراشيبي افسردگي شغلي گرفتار خواهد کرد.
  • در محيط کارتان تنوع ايجاد کنيد، گاهي گذاشتن يک گلدان کوچک سبز روي ميز کار، استفاده از يک قاب عکس که حالتان را خوب مي‌کند يا حتي عوض کردن مسيري که هر روزه براي رسيدن به محل کار طي مي‌کنيد مي‌تواند کاملا روحيه شما را تحت تاثير قرار دهد.
  • ساعت خوابتان را تنظيم کنيد، تحقيقات علمي ثابت کرده است حتي کساني که دچار افسردگي شغلي بوده‌اند وقتي ساعت خواب و استراحت‌شان تنظيم مي‌شود، مراحل بهبودي را بهتر طي مي‌کنند.
  • از منفی‌بافی و شکايت دوري کنيد، باور داشته باشيد که براي زندگي بايد جنگيد و در اين جنگ «مثبت انديشي» مثل يک زره فولادين به کارتان مي‌آيد.


برچسب ها:
351 دیدگاه

افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *