چرا هم در محیط کار خسته‌ایم هم در خانه؟!

شاید شما هم به عنوان یک کارمند یا کارفرما گاهی به دلیل تکراری شدن کار در طول روز و یا مشغله‌ی زیاد دچار خستگی و کسلی مفرط شده باشید و یا بعد از پایان کار، آنقدر احساس خستگی می‌کنید که انگار کوه کنده‌اید. در این حالت شاید بارها از خودتان پرسیده باشید من که امروز نه کار فیزیکی انجام دادم، نه اثاث کشی کردم و نه در مسابقات دو ماراتن شرکت کردم، پس چرا تا این حد خسته‌ام.

تحقیقات نشان می‌دهد، انسان‌ها به محض احساس خستگی، قبل از هر چیز با خود مرور می‌کنند که آیا شب‌های قبل به اندازه‌ی کافی خوابیده‌اند یا خیر. اما کارهای کوچک زیادی وجود دارد که انجام دادن یا انجام ندادن آن‌ها می‌تواند خستگی بیشتر یا کمتری را در طول روز برای ما به همراه بیاورد.

خیلی از اوقات خستگی کارمندان می‌تواند به دلیل پیوسته بودن کار در طول روز و مواجه شدن با مشکلات فراوان باشد. اما گاهی نیز دلیل این خستگی زیاد بودن کار نیست، بلکه می‌تواند به دلیل داشتن عادت‌های اشتباه باشد. قسمت اذیت‌کننده ماجرا زمانی است که کارمندان نه تنها در طول روز و در محل کار احساس خستگی می‌کنند بلکه بعد از تمام شدن کار نیز همچنان خسته و بی‌حوصله‌اند و این خستگی به صورت دائمی در آن‌ها وجود دارد.

گاهی اوقات کارفرمایان اهمیت چندانی به خستگی کارمندان نمی‌دهند و به آن‌ها توجهی نمی‌کنند یا اینکه در بعضی از مواقع سعی می‌کنند به کارمندان انگیزه بدهند و محیط کار را فعال‌تر کنند. در برخی از مواقع هم فقط کارمندان را سرزنش می‌‎کنند. در هر صورت علل خستگی در کار با ارزیابی کوچکی از عملکرد کارمندان در طول یک ماه، قابل تشخیص است. به طوری کلی از جمله دلایل خستگی در محیط کار و بعد از آن عبارتند از:

انجام امور متفرقه در حین کار

مایکل اینزلیچ یک روانشناس محقق در دانشگاه تورنتو در مطالعه‌ای که بر روی ۱۵۹ دانشجو انجام داده به این نتیجه رسیده که آنچه بیش از هر چیز  باعث خستگی ذهن می‌شود تعداد دفعاتی است که وسوسه می‌شویم کاری متفاوت از کار موظف خود را انجام دهیم، مانند چک کردن فیسبوک یا اینستاگرام و زنگ زدن به دوستان.
وقتی شما در حال کار کردن هستید و همزمان چند پیج متفرقه نیز در صفحه کامپیوتر شما باز است، هر کدام از این پیج‌های متفرقه می‌تواند منجر به حواس‌پرتی و کم شدن انگیزه برای کار و در نهایت خستگی ذهن شود. پس بهتر است فقط و فقط روی کارتان تمرکزی کنید و از کارهای متفرقه دوری کنید تا انگیزه خود را برای کار از دست ندهید و در پایان روز احساس خستگی نکنید.
البته این به معنای استراحت نکردن در طول زمان کاری نیست. بلکه این وقفه‌ها در طول کار باید زمان‌بندی شده و با برنامه‌ای مشخص باشد. نحوه صحیح استراحت در محیط کار را می‌توانید در مطلب “آیا کارمندان می‌توانند در محل کار چرت بزنند؟” مطالعه کنید.

استفاده نکردن از ظرفیت‌های خود

هر کس دارای نقاط قوت و استعدادی است. هنگامی که توانایی‌های شما به طور کامل در کارتان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، در این صورت کاری که انجام می‌دهید به هیچ وجه برایتان چالش برانگیز نخواهد بود. بدتر از همه، ممکن است شما شروع به سوالاتی در مورد ارزش خودتان در شرکت کنید و به تدریج انگیزه کاریتان را از دست بدهید. و همین موضوع می‌تواند باعث کسل بودن در محیط کار و بعد از اتمام کار باشد.

کمال‌طلبی

کسانی که کمال‌طلب بوده و تلاش می‌کنند هر کاری را به بهترین شیوه قابل تصور انجام دهند (که معمولاً هم امکان‌پذیر نیست) انرژی و وقت بیشتری را صرف کار می‌کنند و این می‌تواند برای آن‌ها خستگی دائمی به همراه داشته باشد.
دانشمندان ضمن تاکید بر اهمیت انتخاب هدف‌های چالش‌برانگیز، توصیه می‌کنند که اهداف غیرقابل دسترس نداشته باشیم. یکی از راه‌های مناسب، تعیین محدودیت زمانی برای هر کار یا پروژه است. اگر شما در گزارش‌نویسی، روی جزئیات گزارشی که می‌نویسید حساس هستید و بارها آن را مرور می‌کنید، شاید راه مناسب این باشد که با خود بگویید من تحت هر شرایطی، بیشتر از ۲ ساعت برای این گزارش وقت نخواهم گذاشت.

نگرانی‌های بیهوده و داشتن استرس

اگر هر فریاد مدیرتان، برای شما خطر اخراج را تداعی می‌کند، اگر هر شب منتظر هستید که داعش به ایران حمله می‌کند یا نه، اگر هر روز صبح خیابان را نگاه می‌کنید تا ببینید بالاخره ماشینتان را دزدیدند یا این کار را قرار است در روزهای آتی انجام دهند، اگر هر روز نگران تصادف فرزند خود در مسیر خانه به مدرسه هستید، قطعاً این اضطراب دائمی شما را خسته و فرسوده خواهد کرد. بیرون رفتن از خانه، کمی نرمش کردن، اجتناب از خواندن اخبار حوادث و سوانح (که بر خلاف تصور برخی که آن‌ها را آگاهی بخش می‌دانند، کارکردهای منفی آن‌ها خیلی بیشتر است) و مطرح کردن دغدغه‌ها با سایر دوستان، می‌تواند در کاهش این نگرانی‌ها موثر باشد.

نداشتن توانایی نه گفتن

کسانی که نمی‌توانند به دیگران نه بگویند، مدام مجبورند درخواست‌های دیگران را بپذیرند. و وقتی در رودربایستی کاری را می‌پذیریم، هم از دست خودمان و هم از دست طرف مقابل خشمگین می‌شویم و همین باعث اتلاف زیاد انرژی ذهنی و احساس خستگی می‌شود.

جلسات کاری  طولانی و بدموقع

 ساعات پایانی روزهای کاری به ویژه در روزهای پایانی هفته «بدترین زمان» برای برگزاری جلسات کاری محسوب می‌شوند. جلسات کاری به خودی خود خسته‌کننده و طاقت‌فرسا هستند چه برسد به اینکه در ساعات پایانی روز هم برگزار شوند! بنابراین جلسات کاری را به ساعات اولیه صبح و ترجیحا در روز‌های اول هفته منتقل کنید و چه بهتر که آن را با یک صبحانه کاری انرژی‌زا و سبک همراه سازید. در این صورت جلسات کاری از حالت عاملی کسالت‌بار و نامطلوب برای افراد به حالت همنشینی و لذت بردن از با هم بودن تبدیل می‌شود.

شلختگی در محیط کار

میزکار شلوغ و بهم ریخته به لحاظ روانی باعث خستگی، کاهش تمرکز و کاهش توانایی پردازش اطلاعات در مغز می‌شود. در پایان ساعت کار از منظم بودن محیط کار و همچنین زدودن اشیای اضافی مطمئن شوید. این انتظام به شما کمک می‌کند تا صبح روز بعد انرژی بیشتری برای شروع کار داشته باشید.

شب زنده داری آخر هفته

اگر پنجشنبه‌ها تا دیروقت بیدار بمانید، جمعه شب چگونه می‌توانید سر وقت به خواب بروید؟ قطعاً صبح شنبه نیز با کمبود خواب از خواب برخواهید خواست. بنابراین سعی کنید پنج‌شنبه‌ها خیلی هم خواب خود را به تاخیر نیاندازید. اگر صبح شنبه احساس خستگی کردید، کافی است با یک چرت ۲۰ دقیقه‌ای، اندکی این مشکل را برطرف کنید.

نداشتن فرصت های کوچک برای رشد و یادگیری

تصور کنید که دو هفته، یا دو ماه یا دو سال یک کار یکسانی را انجام می دهید چه احساسی خواهید داشت؟ من مطمئن هستم که تا حد مرگ خسته و بی‌حوصله شد.اگر شرکت شما فرصت‌های کافی برای رشد و یادگیری فراهم نمی‌کند، و هیچ گونه بهبودی را نمی‌بینید، شروع به ناامید شدن خواهید کرد و احتمالا کارتان خسته کننده خواهد شد.

منابع:
https://motamem.org
https://daftareshoma.com
https://mag.eravel.com

6 دیدگاه

افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *